على محمدى خراسانى
297
شرح منطق مظفر (فارسى)
مطلوب به سوى مبادى حركت كند و سپس در ميان مبادى سير كند و سپس از مبادى به سوى مراد پرواز كند و . . . بلكه خودبهخود در ذهن حاضر است و البتّه وقتى قياس كه علّت تامّه است در ذهن حاضر بود معلول آن هم كه يقين به نتيجه باشد در ذهن حاضر بوده و ضرورى الثبوت ( به معنايى كه در تعريف برهان براى ضرورى ذكر شد ) خواهد بود . قضاياى مجريّات ، حدسيّات فطريّات كه از اقسام ششگانه بديهيّات شمرده شد ( سابقا به تفصيل بحث شد ) از اين قسم هستند يعنى محتاج به استدلال هستند ولى استدلال آنها از نظر غايب نيست تا محتاج به فحص و نظر باشد . قبلا گفتيم كه هر تجرّبهاى همراه با يك قياس خفى است كه در حقيقت قياس مركّب هم مىباشد . و در بيشتر اوقات ، انسان توجّه به اين قياس ندارد ولى با تجزيهوتحليل ، كاملا معلوم مىگردد . همچنين مىدانيم كه حدسيّات همان تجربيّات هستند به اضافهء علم تفصيلى به ماهيّت علّت ( قبلا ذكر شد ) پس اينها نيز قياسى را با خود يدك مىكشند . راجع به فطريات هم گفتيم كه « قضاياء قياساتها معها » . پس هرسه دسته محتاج به استدلال بودند و بدان جهت كه اين قياسات علّت يقين تصديقى هستند و همواره لدى العقل حاضرند ، نيازمند كسب و نظر نيستند ، پس آنها را از بديهيّات به شمار مىآوريم . تا اينجا بديهيّات ششگانه را كه اساس براهين بوده ، هر تفكّر و استدلالى بر آنها مبتنى است و سرمايهء اصلى بازرگان بازار علوم استدلالى مىباشند بيان كرديم و معلوم شد كه اسباب اليقين در بخش يقينيّات بديهى منحصر است در سه سبب : اوّل ؛ سبب داخلى كه مربوط به اوّليّات بود . دوم ؛ سبب خارجى حسّى كه مربوط به مشاهدات و متواترات بود . سوم ؛ سبب خارجى عقلى ، استدلال و قياس حاضر كه مربوط به حدسيّات ، تجربيات و متواترات بود و بحث از برهان و نياز به آن و استدلال از راه علّت بر معلول يا معلول بر علّت ، خلاصه برهان لمّى يا انّى مربوط به اين بخش نيست چون در اين جاها نيازى به فكر و نظر نيست . ب . قسم دوم آن است كه يقين به قضيه ، نيازمند علّت باشد آن هم علّت خارجى ، و قياسى كه با سعىوكوشش علمى و فحص در ميان معلومات و اندوختههاى ذهنى براى انسان حاصل مىگردد و نزد عقل حاضر نيست بلكه غائب بوده ، نياز به طى مراحل